X
تبلیغات
انصارنواب صفوی(گیلان)
عملیات بیت المقدس سر آغاز فتوحات بزرگ جنگ

بیش از بیست ماه از آغاز جنگ تحمیلی استکبار، علیه جمهوری نو پای اسلامی ایران می گذشت و شهر" خرمشهر" همچنان در چنگ نیروهای ارتش عراق قرار داشت . عملیات " فتح المبین " در منطقه غرب دزفول و شوش اخیرا به پایان رسیده و نتایج شگفت انگیز آن روح تازه ای در کالبد رزمندگان اسلام دمیده بود . فرماندهان جنگ برآن بودند تا فرصت ابتکار عمل و کشاندن جنگ به یک شکل فرسایشی و بلند مدت از دشمن گرفته شود ، به ویژه آنکه فصل گرمای طاقت فرسای جنوب کشور در راه بود . عملیات پیروز مندانه فتح المبین که با آزاد سازی بخش گسترده ای از خطه خوزستان در شمال غرب این استان پایان پذیرفته بود ، راه را برای آزاد سازی مناطق خرمشهر ، شلمچه ، هویزه و بخشهای دیگر هموار ساخته بود ، چرا که این محدوده وسیع بر خلاف منطقه عملیاتی فتح المبین فاقد عارضه و ناهمواری زمینی بود .البته دشمن در غرب رودخانه کارون که در قلب شهر خرمشهر جاری است استحکامات و موانع ایذایی پیشرفته و چشمگیری فراهم آورده و چیده و نیروهای چند هزار نفری خود را در خطوط پدافندی پیچیده ای ، متمرکز و مستقر کرده بود .گذراز چنین خط مرگباری به یک معجزه و کاری خدایی می مانست . همچنان که حضرت امام خمینی (ره) فرمانده کل قوا به محض آزاد شدن خرمشهر فرمودند " خرمشهر را خدا آزاد کرد " .سر انجام در تاریخ  ده اردیبهشت ماه سال ۱۳۶۱ نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران ، حمله سراسری خود را از منطقه عمومی رود خانه کرخه و غرب رودخانه کارون به منظور آزاد سازی و مناطق پیرامون و عقب راندن دشمن تا مرز بین المللی آغاز نمودند همچنین از سوی ستاد جنگ مقرر شده بود تا در جریان این عملیات ، شهرهای اهواز ، حمیدیه و سوسنگرد از برد تپخانه سنگین و دور برد دشمن خارج شوند . پیش از آغاز این عملیات ، از سوی قرار گاه کربلا ، روز حمله با نام مبارک یا علی ابن ابیطالب (ع) در نخستین دقایق دهم اردیبهشت ماه سال ۱۳۶۱ به نیروهای تحت امر صادر شد و سرانجام پس از ۲۵ روز تلاش برای مقدمات و انجام طرح بزرگ عملیات ، به منظور رویایی با مشکلات احتمالی ، از جمله آبگرفتگی های غیر طبیعی که دشمن بر سر راه رزمندگان ایجاد کرده بود و پیچیدیگی مواضع و حجم ماشین آلات زرهی و نیروهای پیاده دشمن و سر انجام چهار مرحله عملیات تهاجمی در منطقه ای به وسعت ۶۰۰۰ کیلومتر مربع ، همه چیز برای یک حمله بزرگ مهیا شد . در تاریخ سوم خرداد ماه ۱۳۶۱ خرمشهر که با ۳۴ روز مقاومت در برابر دشمن سقوط کرده بود ، پس از۵۷۵روز اشغال و ویران شدن خانه ها و اماکن عمومی و دولتی ، در کمتر از ۴۸ ساعت آزاد و پاک سازی شد و به آغوش میبهن اسلامی باز گشت . بازتاب این پیروزی شگرف تا مدتها در رسانه های جهان در صدر تمام اخبار و گزارشها بود . فتح خرمشهر به منزله بزرگترین پیروزی نظامی – سیاسی جمهوری اسلامی در جریان جنگ تحمیلی ، و مهلک ترین ضربه به پیکره دشمن تلقی می شد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نواب صفوی  | 

چند سال پیش که انتخابات ریاست جمهوری برگزار گردید هیچ کس فکر نمی کرد و شاید هم به مخیله هیچ کس خطور نمی کرد که این بار قرار است تمامی معادلاتی که چندین و چند سال است که به ناحق ترسیم گشته است به هم بخورد .

از هر کسی می پرسیدی به که رای خواهی داد می گفت به احمدی نژاد رای می دهم ولی حیف که رای نخواهد آورد!

ولی زد و احمدی نژاد رای آورد و شروع شد...!

خیلی وقت بود که عده ای در نهاد ریاست جمهوری ماوا گزیده بودند و هر ازگاهی طرحی نو می انداختند.روزی به اسم سازندگی و روزی دیگر به اسم اصلاحات و در این دوران قدرت کسی حق ورود نداشت که اگر کسی اشتباهی وارد این حریم می شد نیروی گریز از مرکز او را در خود محو و نابود می کرد.

تقدیر بر این قرار گرفته بود که کسی جز این معدود اشخاصی که از بدو خلقت مدیر آفریده شده اند! وارد این نهاد نگردند و اگر کسی اشتباهی وارد می شد باید مثل شهید رجایی عمودی وارد می شد و افقی خارج.

احمدی نژاد وارد این تاریکخانه گردیده و باید حذف گردد.چاره ای نیست یا باید مسالمت آمیز کنار بکشد و یا این که اسمش بر روی آزاد راه تهران شمال گذاشته شود و یا اینکه آبرویش را در طبق اخلاص بگذارد.

معادلات قدرت دیر زمانی است که ترسیم گشته و نمی شود آن ها را به این سادگی از میان برداشت.

به این جهت است که میگویند احمدی نژاد اشتباهی است ! 

او وارد حوزه ای شده است که نباید می شد!

اگر مقلدان امام خمینی با جان خویش به ملاقات معشوق شتافتند مقلدان خامنه ای عزیز نیز با آبروی خویش به مصاف اهریمنان آمده اند .

احمدی نژاد!

شهادتت مبارک!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نواب صفوی  | 
هر روزمان عاشوراست....

عملکرد مناسب مسولان استان در جزیان برف سنگین اخیر و رضایت قاطبه مردم باعث گردید تا در بعضی از سایتهای وابسته به اصلاح طلبان نسبت به تخریب  مسولان استان اقدام گردد در این رابطه یک شهروند گیلانی در دفاع از دولت ومسولین اقدام به درج مطلبی در وبلاگ " اندیشه های یک گیله مرد "نمود.نظر به اینکه این مطلب بطور کامل و جامع به این سمپاشیها پاسخ داده است عین مطلب در ذیل درج میگردد.

مقاله ای را درسایت گیلنا پایگاه مستقل خبری منطقه ای گیلان (کسی نفهمیده وابسته به جریان دوم خردادند !!! شما هم به کسی نگیدا !!) با عنوان با چشمان کاملا بسته خواندم . مطلبی که برایم عجیب بود که نویسنده ذکر کرده که سردخانه انزلی پرشده!! به خواننده اینجور القاء میشه که حتما از حجم تلفات برف سردخانه لبریز شده. خوب اگر هم سردخانه پرشده غیر طبیعی نیست. چون در این بارش و کولاک برف چگونه میتوان مرده را دفن کرد!!؟؟ و اگر هم بر فرض دفن کرد چه طورنزدیکان و اطرافیان خودشان را برسانند؟ و چه طور مراسم یادبود برگزار شود. مشخص است که قریب به اتفاق افراد ترجیح میدهند که بعد از مساعد شدن شرایط جوی مراسم خاکسپاری را انجام دهند. باز در جایی نوشته بود که قایقران انزلیچی همسر باردار خود را با قایق به بیمارستان رساند. جالب است بندر انزلی در روزهای عادی به علت ترافیک سنگین ناشی از عدم تکمیل کنارگذر ،با یک لوتکا(قایق سنتی که در مرداب بیشتر استفاده میشود) میتوان  از آبکنار سریعتر از ماشین به شنبه بازار (مرکز شهر )  رسید  تا با خودرو و اصولا استفاده از راه دریایی چیز موهن یا عجیب و غریبی است؟  بنده خدا !! در بحران سفید سال 83 (عنوان  بروشورتبلیغاتی استاندار وقت که به همت روابط عمومی اش در هنگام تودیعش چاپ شده بود) مسئولین استان فقط از پس  شهر رشت بر نیامدند . فقط یک شهر!! ولی در سال 86 بحران نه تمامی استان ما بلکه تمامی کشور را در برگرفته .سال 83 همان استاندار که وزیر کشور همان دولت مصمم به جابه جایی ایشان بود توجه کنید جابه جایی نه عزل , توسط فشارهایی که به وسیله برخی از صاحب نفوذان انجام شد از تصمیمش منصرف شد. بعد در آغاز کار دولت نهم همان استاندار با حق به جانبی فراوان میخواست استاندار به ماند یا به معاونت وزیر ارتقاء یابد!!!! حتی چندین ماه در همین دولت نهم مشغول به کار بود!!! امسال  در انزلی قطعی آب و گاز و برق و مخابرات در چه حد بوده؟ به جزء چند اختلال کوچک در شبکه توزیع برق مشکل خاصی در این خدمات وجود نداشت. اگرتنها مشکل سختی تردد با این بارش برف در خیابانهای باریک و کم عرض مرکزی شهر انزلی است اولا در روزهای عادی هم از ترافیک پل قدیمی انزلی به آسانی رفت آمد ممکن نیست چه برسد با این حجم بارش. در ثانی بازگشایی شریانهای شهر در درجه اول برعهده شهرداری انزلی است. ثالثا در برف 83 رشت با اینکه مشکل اساسی فقط در رشت بود یک هفته خیابانهای رشت کاملا بسته بودند. آب و برق و مخابرات هم یخ(تعطیل). فرد دیگری در مطلب آقایان زیارت قبول می گوید میدانید این تعطیلی چه قدر به اقتصاد ضرر می زند؟یا قطع گاز واحد های تولیدی؟ همه می دانیم. ولی چند درصد کارگران میتوانند در سر کار حاضر شوند؟ اکثر کارگران درگیر پارو کردن برف منازل خود بودند. یا اگر به کارخانه می آمدند باید  سقف سوله ها را تمییز می کرند. ( شما ها از اعتصابات چندین روزه در فرانسه به عنوان شاهکار لیبرال دموکراسی نام میبرید که . آنهمه به اقتصاد فرانسه ضربه خورد در این تعطیلات  هیچ مهم نبود!! .شما اینقدر نگران تولید کشورید؟؟!!)  این فرد نادانسته ویامغرضانه کشور ما را با سوئد و کانادا روسیه و سایر کشورهای سردسیر مقایسه میکنند که آنها برف بیاید تعطیل نمیشوند و مشکلی ندارندچرا تعطیل میکنید ادارات و مدارس ...را؟  اصلا در زمان دولتهای قبلی جایی تعطیل نمیشدکه !!!! بعد نمیگوید که سرما و دمای منفی پنجاه درجه در آنجا چیز عجیبی نیست. بعد اینکه همسایه ما که افغانستان و عراق و پاکستان غیره نیستند سوئد و فرانسه و دانمارک همسایه ما هستند!! اینجا هم میدل ایست نیست!!!و دوربر ما اصلا جنگی در حال وقوع نیست. (جالب است در مسکو چند سال پیش در تابستان دمای هوا به بالای 35 درجه رسید که آسفالت خیابان های شهر  روان شد . یا در ایالات متحده طوفان کاترینا در نیواورلئان چند ده هزار نفر را میکشد رئیس جمهور آمریکا حاضر نشد تعطیلات خود را نیمه کاره بگذارد. در فرانسه چند سال قبل هزاران نفر بر اثر گرمازدگی مردند و یا روسیه گاز صادراتی به را اروپا قطع کرد تمامی زندگیشان مختل شد.همین الان بر اثر ذوب شدن یخ های قطبی در گرمای غیر منتظره این فصل سال در کانادای سردسیر و شکسته شدن سیل بندها ،سیلاب عظیمی به همراه تلفات به وقوع پیوسته است. یکی از دلایلش هم افزایش دمای زمین است که این آقایان منورالفکر   ابا دارند بگویند پیمان کیوتو را چرا صاحب مجسمه آزادی امضاء نمی کند )

مرداد سال 80 سیل گلستان یادتان هست. هنوز هم ستادی به نام مفقودین سیل آن سال وجود دارد. سیل بسیار سهمگین بود .اگر حافظه یاریتان نمیکند کمی جستجو در گوگل کمکتان میکند . سازمان هواشناسی هم هشدار سیل را در رسانه ها اعلام کرده بود و از مردم و مسافران خواست کنار رودخانه ها قرار نگیرند . خوب متاسفانه سیل بر اثر تخریب جنگل که از زمان دولت های گذشته ودولت وقت در حال تراشیدن درخت ها و حراج آنها بودند بسیار شدت گرفت و صدها نفر از هموطنان که شاید نود درصد آنها زواری بودند که به شوق زیارت ثامن الحجج در این مسیر (در فصل مسافرت) پا نهاده بودند را به کام مرگ کشاند. اگر جاده توسط پلیس راه بسته میشد که البته آنهم باید با دستور ستاد حوادث غیر مترقبه استان انجام میگرفت تلفات بسیار کم میشد. ( آقایان تازه بعد از وقوع سیل در استانداری گلستان به یاد بستن راه پر رفت آمد جنگل گلستان افتادند). مردم بومی هم بسیار آسیب دیدند ولی بیشتر مالی تا جانی . چون در ارتفاعات بودند. اگر خدای ناکرده یکی از بستگان یا نزدیکان شما جانش را در این فاجعه از دست داده بود برای شما شاید به راحتی گذشتن از این حادثه به علت کم سابقه بودن آن سیل عظیم غیر قابل قبول باشد. ولی مرا ببخشید میگویم شاید بتوان از آن سال گذشت. ولی… سال 81 دوباره سازمان هواشناسی درست در ماه مرداد !! هشدار سیل داد. خیال ما راحت بود که مسئولین هشیارند چون هنوز بسیاری از خانواده های داغدار از داشتن قبر برای عزیزان مفقود خودمحروم بودند. دوباره جنگل تهی از ریشه های محافظ خاک طعمه سیل شد. اما فاجعه اینجا بود که باز استانداری و ستاد حوادث غیر مترقبه گلستان دستور بستن جاده را بسیار دیر به پلیس راه داد !! بعد از رفتن تعداد زیادی مسافر. باز زوار امام هشتم (ع) بی خبر از همه جا به خیال اینکه مسئولینشان به فکرشان هستند به طرف گرداب سیل رفتند و نشانی از بیشترشان پیدا نشد. آیا این مسئله قابل گذشت بود؟ کسی مواخذه شد؟ کسی محاکمه شد؟ دولت هشتم بیخیال. استاندار هم . مجلس ششم، آیا وزیری را تهدید به استیضاح کرد؟ آیا رئیس جمهور برای تکرار حادثه مورد سوالی مجلس اصلاحات قرار گرفت ؟ آیا توسط روشنفکران منور الفکر غرب زده دلباخته گفتگوی تمدن ها دعوت به تحصنی صورت گرفت نه!! فقط به صدا سیما میگفتند چرا سیاه نمایی میکنی!!؟ 

سال 83 برف سنگینی در گیلان بارید . اتفاقا هواشناسی باز هم شدت بالایی برای آن پیشبینی کرده بود. برف در 2 روز اول با شدت متوسطی جریان داشت. ویک شب کاملا قطع شد. ( این قطعی بارش باعث شد به پرسنل سازمان موتوری شهرداری دستور استراحت داده شود و اندک لودرها و گریدرها را رها شده بدون راننده در میدانهای شهر در حال بارش سنگین برف می دیدیم البته بماند که مقدار زیادی از تجهیزات برف روب و شن پاش و نمک پاش گریدر و لودر.... توسط شورای شهر و شهردار به اصطلاح اصلاح طلب قبل از شهردار وقت شکرگزار به علت غیر برفی بودن رشت بلا استفاده تشخیص داده شد و در مزایده ای به حراج گذاشته شد و توسط استانهای دیگر به تاراج رفت حال با ۱۵ برابر پول فروش هم نمی توانند آن وسایل را تهیه کنند ) دوباره بارش برف با شدت بیشتری شروع شد. و همه را غافلگیر کرد .تمامی شریانهای اصلی و فرعی شهر رشت بسته شد و خیابانها مملو از کامیونها و اتوبوسها و مسافرین محبوس در ماشینها . (جاده رشت قزوین تا امام زاده هاشم کاملا بسته و هزاران نفر ماشین ها را رها وبیست الی سی کیلومتر پیاده تا رشت آمدند تا یخ نزنند و متاسفانه چندین نفر در ماشین ها خفه شدند و تعدادی نوزاد در راه منجمد شدند که کمال تعجب استاندار وقت؛ آمار دقیقی از تلفات برای حفظ پست بی مقدار خود اعلام نکرد) سقف تصفیه خانه رشت فرو ریخت و آب شهر کاملا قطع شد . مردم بدون آب از پخت و پز خوراک و بهداشت خود عاجز شدند. برق هم چندین روز قطع بود و مخابرات هم بدون برق فقط 24 ساعت دوام آورد. مسافرین به حال خود در خیابانها رها شده و از مردم طلب غذا و کمک میکردند .شهررشت به شهر مردگان شباهت داشت .قیمت یک بطری آب معدنی به بالای هزار تومان رسید. در نانوایی ها آرد و آبی برای خمیر گرفتن نبود .حال بی برقی بماند(شرکت توزیع برق استان در آن بحران اگر هنر میکرد تجهیزات خود را از گزند سارقین حفظ میکرد حفظ جریان برق بماند چون دیگر سارقین فقط کابل نمی دزدیدند بلکه ترانسها و سایر تجهیزات گرانقیمت را در راسته کارشان آورده بودند ). سقف هزاران خانه  ومدرسه و کارخانه و سوله ورزشی.... ریخت و بعضی ها هم در زیر آوار مانده و یا بی خانمان شدند و خیلی از کارگران هنوز هم بیکارند. شاید بتوان به مسئولین وقت به خاطر کم سابقه بودن همچین برفی حق داد!! اما ناگهان بعد از چند روز از برف برق محله ما که وصل شد صدای استاندار گیلان در اخبار ساعت 14 در مصاحبه تلفنی با آقای بابان شنیدیم که  میگفت :رسانه مشکل را بزرگ نشان داده!! از اول برف  نود  درصد برق داشتند و دارند هشتاد درصد آب .مخابرات و گاز هم مشکلی نداریم . کمتر از 10 نفر هم تلفات !! مردم خیلی از این قضیه ناراحت شدند و انگار استخوان لای زخمشان گذاشته شد.  که چرا مسئول استان ما واقعیت را منعکس نمیکند این مصاحبه باعث شد که مسئولین ارشد کشور  و همینطور بعضی از استانهای معین در ارائه کمک و امداد سست شوند. حال بعد از برف متوجه شدیم اصلا استاندار وقت دولت اصلاحات  (مسعود سلطانی فر) در گیلان نبوده و ازتهران در حال مصاحبه با تلویزیون بوده است.(البته روایت کم سندی هم میگویند ایشان که دانشجوی دکترا در اینگلیس بوده هنگام مصاحبه در بریتانیا بوده البته من این را جدیدا شنیده ام و احتمال آن را کم میدانم. ولی پروازی بودن استاندار را همه می دانستند چون خانواده ایشان اصلا کثر شأن میدانستند که کمتر از پایتخت در جای دیگری از ایران عزیز سکونت کنند . شمال فقط تابستانها برای تفریح  آقای استاندار هم ماهی چند روز در استان تشریف فرما میشدند) تنها جایی که در حد توان خود به پخش پیامهای تلفنی مردم حادثه دیده می پرداخت رادیوی محلی گیلان بود. همین آقای استاندار اولین کاری که در بازگشت به محل کارش انجام داد تشکیل شورای تامین استان و برخورد با مسئول وقت صدای گیلان( حسن کربلایی) و خبرنگاران و مجریان رادیو بود. با مصوبه شورای تامین استان معاون صدای ؛ صدا و سیمای مرکز گیلان را برکنار کردند!! و سایر خبرنگاران و مجریان به دستور استاندار تنبیه و آواره شدند آنهم در زمان رئیس جمهور زنده باد مخالف من!!! جالب است برف 83 فقط در رشت و حومه آن شدت بسیاری داشت واکثر شهرهای استان و تقریبا تمامی کشور در حالت طبیعی بودند. بعد از برف موسوی لاری وزیر کشور وقت به استان سفری داشت و از حجم خرابیها متعجب ومبهوت بود. شنیده شد البته از صحت آن مطمئن نیستم که روبه سلطانی فر گفت تو درست است که گیلانی نیستی ولی ایرانی هستی که دلت برای هموطنانت نسوخت!!؟؟ چطور گفتی مشکلی وجود ندارد؟؟ اما در برف 86 با اینکه تمامی کشور در بحران سرما و از طرفی قطع گاز ترکمنستان (با بی تدبیری مسئولین گذشته به صورت انحصاری و بدون پشتیبان و بک آپ گلستان و مازندران را به یک خط لوله وابسته کردند و در عصر ایران خبری آمده بود از داخل توسط برخی مغرضین خائن به ترکمنها خط داده شد ، که با توجه به شرایط جوی پیش رو بهترین موقع برای چانه زنی بر سر قیمت گاز است !!) هم مزید برعلت باز هم مدیریتی در خور تامل و قابل قبول بر این بحران صورت گرفت. خود شخص رئیس جمهور در شرایط بد جوی به مازندران آمد و در سالن سرد بدون گرمایش استانداری مازنداران جلسه برای بررسی بحران سه استان شمالی کشور برگزار شد. حداقل آمدن رئیس جمهور همدردی با موکلین و هموطنان در معرض بحران  را نشان میدهد واین غیرت مبارکی است از دولت نهم نسبت به عائله خود.  در حالی که در دولت های قبلی اصلا نباید از عدم حضور مسئولین مربوطه و محلی در حوزه استحفاظی خود هم حرفی زده میشد!!  اصولا متاسفانه باید گفت اغلب در دولت های گذشته تقسیم پستها مانند تقسیم غنائم و یا سرگرم کردن افراد بوده . (رئیس دولت نهم یک از شروطش برای واگذاری مسئولیت سکونت آن مدیر در حوزه استحفاظی اش است) به یک فرد صاحب نفوذی یک استانداری میدادند تو هم برو اونجا خوش باشه فکر تحصیلات عالیه در خارج باش !! مردم هم به درک ..  اما در برف امسال گیلان نه تنها استاندار در سرکار خود حضور داشت بلکه تمامی مسئولین و همه رده ها بر سر پستهای خودپرتلاش آماده بودند . با اینکه این دفعه برف تقریبا هشتاد درصد استان را به طور سهمگین سفید پوش کرده بود استاندار و سایر مسئولین هنگام بارش شدید و خطرتصادف از این شهر به آن شهر در تردد بودند. دیشب هم در۳۰/۲۰ اعلام شده هیئت دولت به وزارت نیرو دستور داده تا برای استانهای درگیر برف و برودت شدید که با کم فشاری گاز مواجه بودند قیمت برق با تعرفه کمتری محاسبه شود.

با تمامی انتقادهایی که دلسوزان و منصفان به حق از دولت دارند ولی از جوانمردی به دور است خستگی را به تن مسئولین پرتلاش و غیرتمندی که چندین شب خواب به چشم خود ندیده اند نشاند. بازبرای یادآوری باید به طوفان گونو اشاره کنم .فکر کنم همین تابستان بود که در خلیج فارس یک هاریکن با نهایت قدرت آمد که در عمان تلفات سنگینی داد. ولی با اینکه تمامی مراکز هواشناسی معتبر تاثیر اصلی تخریبی گردباد را در سواحل ایران پیشبینی کرده بودند با تدبیر به موقع مسئولین و اعلام ممنوعیت صیادی و دریانوردی و تخلیه کامل شهرهای در معرض خطر دو استان هرمزگان و سیستان و جلوگیری از ورود مسافرین علی رقم خسارات گسترده مالی از تلفات شدید انسانی جلوگیری کردند . یا علی عزاداریتان مقبول حق.

 نوشته شده توسط گیله مرد ایرانی در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نواب صفوی  | 
عید امامت و ولایت بر همه شیعیان مبارک باد
+ نوشته شده در  ساعت   توسط نواب صفوی  | 

روز عرفه

تا بال به بال عشق بستی*تا هست جهان همیشه هستی

 

روز عرفه، روز شناخت است. عرفه روزي است كه خداي سبحان بندگان خود را به عبادت و اطاعت خويش فرا مي خواند و خوان كرم و احسان و لطف خود را براي آنان مي گسترد و درهاي مغفرت و بخشش و رحمتش را بر روي آنان مي گشايد.
 

 

دل در جوشش ناب عرفه، وضو مي گيرد و در صحراي تفتيده عرفات، جاري مي شود. آن جا كه ايوان هزار نقش خداشناسي است. لب ها ترنم با طراوت دعا به خود گرفته و چشم ها امان خود را از بارش توبه، از دست داده اند. دل، بيقرار روح عرفات، حضرت اباعبدالله الحسين (ع) شده است. پنجره باران خورده چشم ها از ضريح اجابت، تصوير مي دهد و اين صحراي عرفات است كه با كلمات روحبخش دعاي امام حسين (ع) و اشك عاشقان او بر دامن خود اجابت را نقش مي كند. اشك و زمزمه ما را نيز بپذير، اي خداي عرفه.

در اين روز حجاج بيت ا... الحرام با وقوف در صحراي عرفات با خداي خويش به مناجات مي پردازند و دعاي عرفه امام حسين(ع) را قرائت مي كنند.
مسلمانان نيز در گوشه گوشه اين كره خاكي در اين روز همه با هم نجوا كردند:
"خداي من، من به گناهانم اعتراف مي كنم، آنها را ببخش، منم كه بد كردم، منم كه خطا كردم، منم كه تصميم به گناه گرفتم، منم كه ناداني كردم."
مسلمانان با شركت در آيين پرفيض و ملكوتي دعاي عرفه، با ريختن اشك عشق، از معبود خود طلب عفو كرده و براي گناهان گذشته خود از ذات اقدس الهي طلب مغفرت كردند.

***

عرفات نام جايگاهي است كه حاجيان در روز عرفه (نهم ذي الحجه) در آنجا توقف مي كنند و به دعا و نيايش مي پردازند و پس از برگزاري نماز ظهر و عصر به مكه مکرمه باز مي گردند و وجه تسميه آنرا چنين گفته اند كه جبرائيل عليه السلام هنگامي كه مناسك را به ابراهيم مي آموخت، چون به عرفه رسيد به او گفت ?عرفت? و او پاسخ داد آري، لذا به اين نام خوانده شد. و نيز گفته اند سبب آن اين است كه مردم از اين جايگاه به گناه خود اعتراف مي كنند و بعضي آن را جهت تحمل صبر و رنجي مي دانند كه براي رسيدن به آن بايد متحمل شد. چرا كه يكي از معاني ?عرف? صبر و شكيبايي و تحمل است. (1)
فَتَلَقي آدَمُ مِنْ رَبِّه كَلماتًُ فتابَ عَليهِ اِنَّه? هو التَّوابُ الرّحيمْ
آدم از پروردگارش كلماتي دريافت داشت و با آن به سوي خدا بازگشت و خداوند، توبه او را پذيرفت، چه او توبه پذير مهربان است.
طبق روايت امام صادق(ع)، آدم (ع) پس از خروج از جوار خداوند، و فرود به دنيا، چهل روز هر بامداد بر فرار كوه صفا با چشم گريان در حال سجود بود، جبرئيل بر آدم فرود آمد و پرسيد:
ـ چرا گريه مي كني اي آدم؟
ـ چگونه مي توانم گريه نكنم در حاليكه خداوند مرا از جوارش بيرون رانده و در دنيا فرود آورده است.
ـ اي آدم به درگاه خدا توبه كن و به سوي او بازگرد.
ـ چگونه توبه كنم؟
جبرئيل در روز هشتم ذيحجه آدم را به مني برد، آدم شب را در آنجا ماند. و صبح با جبرئيل به صحراي عرفات رفت، جبرئيل هنگام خروج از مكه، احرام بستن را به او ياد داد و به او لبيك گفتن را آموخت و چون بعد از ظهر روز عرفه فرا رسيد تلبيه را قطع كرد و به دستور جبرئيل غسل كرد و پس از نماز عصر، آدم را به وقوف در عرفات واداشت و كلماتي را كه از پروردگار دريافت كرده بود به وي تعليم داد، اين كلمات عبارت بودند از:

خداوندا با ستايشت تو را تسبيح مي گويم سُبحانَكَ اللهُمَ وَ بِحمدِك
جز تو خدايي نيست لا الهَ الاّ اَنْتْ
كار بد كردم و بخود ظلم نمودم عَمِلْتُ سوء وَ ظَلَمْتُ نَفْسي
به گناه خود اعتراف مي كنم وَ اِعْتَرِفْتُ بِذَنبي اِغْفرلي
تو مرا ببخش كه تو بخشنده مهرباني اِنَّكَ اَنْتَ اَلغَفور الرّحيمْ

آدم (ع) تا هنگام غروب آفتاب همچنان دستش رو به آسمان بلند بود و با تضرع اشك مي ريخت، وقتي كه آفتاب غروب كرد همراه جبرئيل روانه مشعر شد، و شب را در آنجا گذراند. و صبحگاهان در مشعر بپاخاست و در آنجا نيز با كلماتي به دعا پرداخت و به درگاه خداوند توبه گذاشت......

 

***

 

تسبيحات حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَاله در روز عرفه

پس فرموده بخوان اين تسبيحات را كه مروى از حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَ اله است و سيّد بن طاوُس در اقبال ذكر فرموده :
سُبْحانَ الَّذى فِى السَّمآءِ عَرْشُهُ سُبْحانَ الَّذى فِى الاَْرْضِ حُكْمُهُ
منزه است خدايى كه در آسمان است عرش او منزه است خدايى كه در زمين است فرمان و حكمش
سُبْحانَ الَّذى فِى الْقُبوُرِ قَضآؤُهُ سُبْحانَ الَّذى فِى الْبَحْرِ سَبيلُهُ
منزه است خدايى كه در گورها قضا و فرمانش جارى است منزه است خدايى كه در دريا راه دارد
سُبْحانَ الَّذى فِى النّارِ سُلْطانُهُ سُبْحانَ الَّذى فِى الْجَنَّةِ رَحْمَتُهُ
منزه است خدايى كه در آتش دوزخ سلطنتش موجود است منزه است خدايى كه در بهشت رحمت او است
سُبْحانَ الَّذى فِى الْقِيمَةِ عَدْلُهُ سُبْحانَ الَّذى رَفَعَ السَّمآءَ
منزه است خدايى كه در قيامت عدل و دادش برپا است منزه است خدايى كه آسمان را بالا برد
سُبْحانَ الَّذى بَسَطَ الاْرْضَ سُبْحانَ الَّذى لا مَلْجَاَ وَلا مَنْجا مِنْهُ اِلاّ اِلَيْهِ
منزه است خدايى كه زمين را گسترد منزه است خدايى كه ملجا و پناهى از او نيست جز بسوى خودش
پس بگو
سُبْحانَ اللّهِ وَالْحَمْدُ لِلّهِ وَلا اِلهَ اِلا اللّهُ وَاللّهُ اَكْبَرُ صد مرتبه
منزه است خدا و حمد از آن خدا است و معبودى جز خدا نيست و خدا بزرگتر از توصيف است
و بخوان توحيد صد مرتبه و آية الكرسى صد مرتبه و صلوات بر محمّد و آل محمّد صد مرتبه و بگو
لااِلهَ اِلا اللّهُ وَحْدَهُ لا شَريكَ لَهُ لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ يُحْيى وَيُميتُ
معبودى جز خدا نيست يگانه اى كه شريك ندارد پادشاهى خاص او است و از آن او است حمد زنده كند و بميراند
وَيُميتُ وَيُحْيى وَهُوَ حَىُّ لا يَموُتُ بِيَدِهِ الْخَيْرُ وَهُوَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ
و بميراند و زنده كند و او است زنده اى كه نميرد هرچه خير است بدست او است و او بر هر چيز
قَديرٌ ده مرتبه اَسْتَغْفِرُ اللّهَ الَّذى لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الْحَىُّ الْقَيُّومُ وَاَتوُبُ اِلَيْهِ ده مرتبه
توانا است آمرزش خواهم از خدايى كه معبود بحقى جز او نيست كه زنده و پاينده است و بسويش توبه كنم
يا اَللّهُ ده مرتبه يا رَحْمنُ ده مرتبه يا رَحيمُ ده مرتبه يا بَديعَ السَّمواتِ وَالاْرْضِ يا ذَاالْجَلالِ وَالاِْكْرامِ ده مرتبه يا حَىُّ يا قَيُّومُ ده مرتبه يا حَنّانُ يا مَنّانُ ده مرتبه يا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ ده مرتبه آمينَ ده مرتبه

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نواب صفوی  | 
در پي تحليل «روزنامه كيهان» از وابستگي رسانه اينترنتي «گويا نيوز» به «سازمان جاسوسي سيا»، «فرشاد- ب» كه سردبيري اين سايت را برعهده دارد، مجبور به دفاع از عملكرد سازمان سيا شد. روزنامه كيهان، روز سه شنبه (15آبان 1386) در يادداشتي به تحليل ريشه‌هاي ارتباط سايت گويانيوز با سازمان سيا پرداخت، اما اين رسانه به جاي عذرخواهي از پادويي تبليغاتي براي اين سازمان مخوف جاسوسي، در يادداشتي مدعي شد كه «برخلاف يك نظام استبدادي كه امنيت خود را مديون ناآگاهي و بي‌اطلاعي شهروندان خود است، يك نظام دموكراتيك بايد امنيت خود را از طريق آگاهي، دانايي و گسترش اطلاعات در جهان كسب كند!»
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط نواب صفوی  | 

بسم رب المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر و اجعلنا من خیر أعوانه و أنصاره و المستشهدین بین یدیه

 

 

گفتم که روی خوبت، از من چرا نهان است؟

گفتا تو خود حجابی، ورنه رُخم عیان است

 

گفتم که از تو پرسم، جانا نشان کویت

گفتا نشان چه پرسی؟ آن کوی بی نشان است

 

گفتم مرا غم تو، خوش تر ز شادمانی

گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

 

گفتم که سوخت جانم، از آتش نهانم

گفت آن که سوخت او را، کی نادی فغان است

 

گفتم فراق تا کی؟ گفتا که تا تو هستی

گفتم نفس همین است؟ گفتا سخن همان است

 

گفتم که حاجتی هست، گفتا بخواه از ما

گفتم غمم بیفزا، گفتا که رایگان است

 

گفتم ز فیض بپذیر این نیم جان که دارد

گفتا نگاه دارش، غمخانه ی تو جان است ...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نواب صفوی  | 
.
+ نوشته شده در  ساعت   توسط نواب صفوی  | 

قائم مقام دبيركل جبهه مشاركت ايران اسلامي گفت: آقايان خاتمي و كروبي فعالان سياسي جناح اصلاح‌طلب را تندرو معرفي نمي‌كنند و اساسا تندروي در جبهه‌ اصلاحات مفهومي ندارد.

 

عبدالله رمضان‌زاده در گفت‌وگو با ايسنا اظهار كرد: مطمئنم اگر از آقاي خاتمي و آقاي كروبي پرسيده شود چه كساني تندرو محسوب مي‌شوند، مطمئنا فعالان سياسي جبهه‌ اصلاحات را معرفي نمي‌كنند چراكه ما در حال حاضر در مجموعه‌ اصلاحات نه تندرو داريم و نه كندرو، بلكه همه‌ نيروها خواسته‌هاي منطقي و قانوني دارند.

 

قائم مقام دبيركل جبهه مشاركت ايران اسلامي ادامه داد: هميشه گفته‌ام، اگر كسي نامه‌اي به تندي نامه آقاي كروبي، پس از انتخابات رياست جمهوري نهم بنويسد، آيا ايشان تندرو هستند؟ نه! به عقيده‌ من ايشان كاملا منطقي عمل كردند.

 

رمضان‌زاده با بيان اين‌كه " هيچ يك از احزاب جبهه‌ اصلاحات در اصول اصلاح‌طلبي با يكديگر اختلافي ندارند" گفت: تفاوت‌هاي احزاب اصلاح‌طلب به نحوه‌ رفتار آن‌ها، در عرصه‌ سياسي برمي‌گردد و البته اين‌گونه مسائل كاملا طبيعي است.

 

 

سخنگوي دولت گذشته با بيان اين‌كه "اصلاح‌طلبان بايد صريح به مردم بگويند به خاطر مشكلات سنگين اقتصادي فعلي، در مدت كوتاه كاري نمي‌توانند براي اقتصاد انجام دهند" اظهار كرد: اصلاح‌طلبان اگر در انتخابات مجلس هشتم پيروز شوندتا مدتي تنها كاري كه مي‌توانند انجام دهند، جلوگيري از تخريب است و اين به معناي يك دوره‌ رياضت سنگين محسوب مي‌شود. بنابراين اصلاح‌طلبان تنها وعده‌ اقتصادي كه در مجلس مي‌توانند به مردم بدهند، جلوگيري از تخريب اقتصادي و امنيت اجتماعي است.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نواب صفوی  | 

دبيركل حزب اعتماد ملي گفت: در جوامعي مثل جامعه ما احزاب و گروه هاي سياسي نياز به محور دارند چرا كه محور و ليدر بودن يك جريان مي تواند اوضاع آن جريان را بهتر جمع و جور كند.

 

مهدي كروبي در گفت وگو با باشگاه خبرنگاران با تاكيد بر اينكه ادعاي ليدر بودن و محور بودن در جبهه دوم خرداد ندارم افزود: طبيعي است چهره هاي موجه يا شخصيت ها و آن كسي كه از همه در جبهه دوم خرداد مورد قبول تر است مي تواند به عنوان ليدر يا شيوخيت مطرح شود.

 

وي تصريح كرد: اگر در جبهه دوم خرداد محور وجود داشت مسئوليت دو قوه كه در دوران اصلاحات در دستمان بود از دستمان خارج نمي شد.

 

وي افزود: اين جور نباشد كه هر وقت سر و كله شكست پيدا شد و شكست خورديم به دنبال محور بدويم. كروبي ادامه داد: متأسفانه تا زماني كه پيروزي نصيبمان است هيچ در فكر تعيين محور و مشاوره افراد با تجربه نيستيم و بعد از شكست به فكر محور و ليدر مي افتيم.

 

نه در جبهه اصلاحات هستم و نه مسئول اصلاحاتم

 

دبيركل حزب اعتمادملي در پاسخ به اين سؤال كه موضوع ليدري يا محوريت فردي براي انتخابات مجلس هشتم آيا در جبهه دوم خرداد مطرح شده است تصريح كرد: من نه در جبهه اصلاحات هستم و نه مسئول اصلاحاتم بلكه تنها بخشي از اصلاحاتي ها هستم، كه كار حزبي خود را مي كند و اصلاً نمي دانم كه اصلاحاتي ها به دنبال محور هستند يا نيستند.

 

كروبي خاطرنشان كرد: ليدري جريان دوم خرداد بخشنامه اي و گفتني نيست چرا كه ليدري از عمل برمي آيد نه از شعار دادن لذا هر دو جريان اگر به دنبال موفقيت بيشتري هستند به دنبال محور و ليدري براي جريان متبوع خود باشند.

 

گفتني است در چند روز گذشته بحث ليدر بودن سيدمحمد خاتمي در جريان اصلاحات از سوي احزاب نزديك به او مطرح شده و از جمله سيدمحمدرضا خاتمي برادر خود را تنها گزينه موجود براي ايفاي اين نقش دانسته بود.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نواب صفوی  |